چقدر بامزست، میخوام گازش بگیرم

0 ۰

آیا تا به حال این حس برای شما در حین نگاه کردن به یک توله سگ القا شده است که آن را بگیرید و در دستانتان فشار دهید و یا حتی آن را گاز بگیرید؟ یا مثلا بخواهید لپ یک بچه را بگیرید ولی بدون هیچ حس خشونت یا زدن آسیب به آن؟ اگر به این سوال جواب بله می دهید به این معناست که شما پدیده ای به نام پرخاشگری نسبت به بامزگی شده اید.

کاترین استاوروپولوس دانشیار تحصیلات ویژه در دانشگاه کالیفورنیا در این باره تحقیق کرده و نتایج را برای ما بازگو می کند.

در این تحقیقات او از علم الکتروفیزیولوژی کمک گرفت تا امواج الکتریکی در سطوح پوست که منشا آن ها فعالیت های نورون ها عصبی است را اندازه بگیرد. او عکس العمل های نورونی در اثر محرک های بیرونی مربوط به این پدیده را اندازه گرفت.

تحقیقات پیشین چه می گویند؟

او می گوید که پدیده ی پرخاشگری نسبت به بامزگی را برای اولین بار بعد از تحقیقات یک تیم روانشناس در دانشگاه Yale در سال 2015 شنیدم.

محققان دانشگاه Yale  برای اولین بار دریافتند که بعضی از افراد گزارش هایی می دهند مبنی بر اینکه هنگامی که بچه حیوانات را می بینند دچار این پدیده که پرخاشگری نسبت به بامزگی (Cute Agression) می شوند که مقدار آن نسبت به حیوانات بالغ بیشتر است.

کاترین می گوید: ولی بجز این موارد مردم در گزارش هایشان بیشتر قید می کنند که آنها این حس را بیشتر نسبت به بچه های انسان نشان می دهند تا به عکس هایی که به صورت دیجیتالی تغییر داده شده اند تا بامزه تر نشان داده شوند مانند بزرگ کردن چشم ها و گونه ها و یا پیشانی هایشان.

مکانیسم این پدیده چگونه می تواند باشد؟

بعد از مطالعات تحقیقات دانشگاه Yale، کاترین به این فکر افتاد که آیا عنصر نورونی خاصی باعث ایجاد این حس می شود؟ اگر مردم حس گرفتن و فشار دادن و یا زدن ضربه یا گاز گرفتن نسبت به چیزهایی که به نظرشان حالتی از بامزگی را دارند آیا امکان دارد که مغز آنها الگوهایی از این فعالیت ها را نسبت به موارد مرتبط نشان دهد؟

کاترین این فرضیه را در نظر گرفت که مغز افرادی که این حس را تجربه می کنند باید علامت های قابل شناسایی از خود نشان دهد. او همچنین اضافه کرد که این فعالیت مغزی احتمالا مربوط به سیستم پاداش مغز مربوط است که با محرک هایی مثل احساس خواستن و یا لذت بردن از چیزی درگیر میشود و یا با سیستم مربوط به هیجانات که باعث ایجاد پروسه های هیجانی می شود و یا کلا هردو سیستم را درگیر خود می کند.

کاترین و دانشجوی دکترای UCR لارا آلبا 54 نفر فرد متقاضی برای انجام آزمایش را جمع کردند که از سنین 18 تا 40 سال بودند و به آنها کلاه های دارای الکترود پوشاندند و سپس به آنها 32 عکس نشان دادند که این عکس ها به 4 گروه تقسیم می شدند:

  • بامزه (دارای تغییرات) عکس کودک
  • بامزگی کمتر (بدون تغییرات) عکس کودک
  • بامزه (بچه) عکس حیوانات
  • بامزگی کمتر (بالغ) عکس حیوانات

بعد از نشان دادن این عکس ها در صفحه کامپیوتر داوطلبان نظرات خود را برای این عکس ها می نوشتند و بعد به آنها بر اساس میزان بامزگی نمره ای از 1 تا 10 می دادند.

دادن نمره برای این بود که آنها بدانند که کدامیک از عکس ها در نظر داوطلبان بامزگی بیشتر داشته و حس پرخاشگری نسبت به بامزگی را در آنها بیشتر القا می کرد و همچنین آنها با خواندن نظراتشان نسبت به عکس ها جملاتی شبیه (من نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم) و (من میخواهم آن را در دستانم بگیرم و یا من میخواهم از آن مراقبت کنم) بود.

کاترین می گوید نتایج دقیقا شبیه نتایج آزمایشاتی بود که در دانشگاه Yale انجام داده شده بود.

او متوجه شد که بیشترین میزان این حس در بچه های حیوانات دیده می شد تا به حیوانات بالغ. او همچنین میزان فعالیت های عصبی داوطلبان را قبل از آزمایش و بعد از آزمایش و در حین آزمایش ثبت کرد.

بر اساس مشاهدات او از فعالیت های عصبی این داوطلبان که حس پرخاشگری نسبت به بامزگی در آنها القا شده بود او متوجه شد که هر دو سیستم پاداش مغز و هم سیستم هیجانات در ایت پدیده دخالت دارند.

همچنین رابطه بسیار قوی بین درجه های ایجاد این حس در اثر دیدن حیوانات بامزه و پاسخ پاداش در مغز در اثر دیدن این حیوانات بامزه وجود داشت. کاترین می گوید این یک کشف بسیار هیجان انگیز است زیرا که تایید کننده فرضیه ما مبنی بر دخالت سیستم پاداش در ایجاد حس پرخاشگری نسبت به بامزگی است.

همچنین آنها متوجه شدند که فقط آنهایی که نمی توانستند دلیلی بیاورند که چرا چیزی بامزه است و علت بامزگی اش چیست و فقط به صورت احساسی تحت تاثیر این حس قرار می گرفتند؛ او می گوید این یافته ما تایید کننده این نظریه است که حس پرخاشگری نسبت به بامزگی راهی برای مغز است که حس ترحم ما را نسبت به چیزی ایجاد کند و ما را از آسیب رساندن به آن عقب بکشد و نوعی استفاده از احساسات برای میانجی گری است تا به ما حس احساساتی شدن در حد خارج از کنترل شدن به ما بدهد.

کاترین می گوید ان پروسه میانجی گری احساسات را شبیه یک سازگاری تکاملی می داند. سازگاری که باعث می شود که در افراد حسی را ایجاد کند که آنها بخواهد از چیزی که برایشان با نمک دیده می شود مراقبت کنند.

او می گوید بنظرم اگر شما کودکی داشته باشید و به عکس کودکان دیگر نگاه کنید شما این حس را بیشتر از سایر افراد نشان خواهید داد، این اتفاق برای کسانی که حیوان خانگی دارند و به عکس یک حیوان خانگی نگاه می کنند نیز می افتد.

 

شما همراهان سایت خبری بیولند می توانید مقالی اصلی را از این قسمت مطالعه نمایید.

منبع:

http://yon.ir/p2ivH

 

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.